Mittwoch, 23. Mai 2018


 Anarchy Worksآنارشی کار میکند
Ardent Press,2010 - No Copyright-279 pages  
از رفیق: پیتر گلدرلوس
Peter Gelderloos

Anarchy Works - Peter Gelderloos

ترجمه از : پیمان پایدار 

=============================
فصل ششم




(1)How could people organized horizontally possibly overcome the state?

(1) چگونه مردمی که به طور افقی دست به سازماندهی میزنند، احتمالا بر دولت غلبه می کنند؟
(2)How do we know revolutionaries won't become new authorities?

 (2) چگونه می توانیم بدانیم که انقلابیون به مقامات/اقتدارگران جدیدی تبدیل نمیشوند؟
(3)How will communities decide to organize themselves at first?


(3) جوامع چگونه تصمیم می گیرند که در ابتدا خود را سازمان دهند؟ 


(4) How will reparations for past oppressions be worked out?

(4) جبران خسارات ستم های گذشته چگونه ترمیم خواهند شد؟



(5)How will a common,anti authoritarian,ecological ethos come about?


(5) چگونه یک  اخلاق رایج، ضد اقتدارگرا و زیست محیطی به وجود می آید؟
(6) A revolution that is many revolutions.

(6) انقلابی که شامل خیلی انقلابها ست.
 ===============================
(5)How will a common,anti authoritarian,ecological ethos come about?

چگونه یک  اخلاق رایج، ضد اقتدارگرا و زیست محیطی به وجود می آید؟

در بلند مدت، جامعه ی آنارشیستی بهتر کار خواهد کرد اگر ارزش های فرهنگی همکاری، استقلال و رفتارهای پایدار زیست محیطی را در خود رشد دهد/توسعه بخشد. طوری که جامعه ساختار یافته باشد، می تواند چنین اخلاقی را تشویق کند یا مانع شود، درست همانطور که جامعه فعلی ما مشوق رفتارهای رقابتی، سرکوبگرایانه و آلوده کننده است و مانع اقدامات ضد اقتدارگرا می شود. در یک جامعه غیر اجباری، ساختارهای اجتماعی
 .نمی توانند مردم را مجبور به زندگی با ارزش های آنارشیستی کنند
مردم باید بخواهند این کار را بکنند و شخصا با چنین ارزش هائی خود را شناسایی کنند. خوشبختانه، عمل شورشی  در برابر فرهنگ اقتدارگرا و سرمایه داری خود می تواند ارزش های ضد اقتدارگرا را همگانی/مردمی کند.
 

دیوید گریبر، مردم شناس آنارشیست، در باره تسیمیحتی(*) در ماداگاسکار 
که یک قرن پیش خود را با شورش از سلسله ماروانتسرتا(+) جدا کردند مینویسد.حتی یک قرن پس از این شورش "تسیمیحتی با قاطعیت تحت تاثیر سازماندهی مساوات گرایانه

که هویت آنها را تعریف می کند قرار داشتند.(107)
نام جدیدی که قبیله برای خود انتخاب کرد،
 
، 
به معنی "کسانی ست که موهای خود را کوتاه نمی کنند"؛
 با اشاره به آداب و رسوم زیر دستان  
ماروانتسرتا 
  و نشانه تسلیم.
(*)
Tsimihety / 
(+)
Maroantsetra
(107) 
دیوید گریبر، قسمت هائی از مردم شناسی آنارشیستی، شیکاگو: انتشاراتی پریکلی پارادایم، 2004، صفحه.55-54

David Graeber, Fragments of an Anarchist Anthopology,Chicago: Prickly
 Paradigm Press,2004,pp.54-55


در طول جنگ داخلی اسپانیا در سال 1936، پاره ای تغییرات فرهنگی رخ داد. در مناطق روستائی، جوانان فعال سیاسی نقش مهمی در به چالش  کشیدن رسوم محافظه کارانه و سوق دادن روستاها برای پذیرش فرهنگ آنارشیست کمونیستی ایفا کردند. موقعیت زنان
، به طور ویژه، شروع به تغییر سریعی کرد. زنان دست به سازماندهی گروه آنارکوفمینیستی(فمینیسم آنارشیستی)
'زنان آزاد'(*)
 زدند، تا به اهداف انقلاب کمک کرده و مطمئن شوند که زنان در خط مقدم مبارزه از جایگاهی
برخوردار هستند. زنان عملا در جبهه می جنگیدند و به شبه نظامیان آنارشیست پیوستند تا در مقابل فاشیست ها مقاومت کنند. 'زنان آزاد' به سازماندهی دوره های آموزشی سلاح گرم، مدارس، برنامه های مراقبت از کودکان و به گروه های اجتماعی صرف زنان همت ورزیدند تا به زنان در کسب مهارت های مورد نیاز برای شرکت در مبارزه برابر با مردان کمک کنند. 
اعضای 'زنان آزاد' با همتایان مرد خود بحث و بر اهمیت رهایی زنان به عنوان بخشی ضروری از هر مبارزه انقلابی تاکید
میکردند
 این یک نگرانی جزئی نبود که پس از شکست فاشیسم مورد توجه قرار گیرد.

(*)
Mujeres Libres








در شهرهای کاتالونیا، محدودیت های اجتماعی زنان به میزان قابل توجهی کاهش یافت. برای اولین بار در اسپانیا، زنان می توانستند به تنهایی بدون "شه پرون"(لغط فرانسوی+) در خیابان ها راه بروند - نا گفته نماند که بسیاری از زنان با یونیفورمهای (لباس های) شبه نظامی و حمل اسلحه در خیابان ها تردد میکردند. زنان آنارشیست مانند لوسیا سانچز ساورنیل(*) در باره چگونگی توانمندسازی آنان برای تغییر فرهنگی که آنها را تحت فشار گذاشته بود نوشت. ناظران مرد از 'جورج اورول' تا 'فرانتس بورکه نو'(+*) در باره تغییر شرایط زنان در اسپانیا اشاره کرده اند.
(+)Chaperonمحافظ یا مراقب: در صده های گذشته زنان نمیتوانستند بدون همراه مرد به خیابانها بروند
در شعر حافظ از آن به " رقیب" یاد شده است :
  چون بر حافظ خویشش نگذاری باری  - ای رقیب از بر او یک دو قدم دورترک
رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم - هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان ابرو

(*) Lucia Sanchez Saornil 

(+*)George Orwell / Franz Borkenau

در قیامی که در پی سقوط اقتصادی آرژانتین در سال 2001 رخ داد، 
مشارکت 

در مجامع عمومی کمک کرد افرادی که قبلا غیر سیاسی بودند یک فرهنگ ضد اقتدارگرا را بسازند. یک شکل دیگر مقاومت مردمی، جنبش 

 پیکه ته رو'(*)،



 تأثیر زیادی بر زندگی و فرهنگ بسیاری از بیکاران گذاشت. 








پیکه ته رو'ها افراد



بیکاری بودند که چهره خود را می پوشاندند و تظاهرات راه می انداختند، بزرگراه ها را مسدود می کردند تا تجارت را متوقف کنند و از این طریق 



مطالباتی چون مواد غذایی از سوپرمارکت ها و یا یارانه های بیکاری 



 طلب کنند.






درکنار این فعالیت ها، 












پیکه ته روها






همچنین با خود سازماندهی به تشکیل اقتصاد ضد سرمایه داری ، از جمله مدارس، گروه های رسانه ای،





فروشگاه ها





 اهدای پوشاک، نانوایی ها





درمانگاه ها، و گروه هائی برای تعمیر خانه های مردم و احداث زیرساخت





  هائی





 مانند سیستم های فاضلاب  دست زدند.








  بسیاری از























 پیکه ته روها






 از
با گروه های






















جنبش کارگران بیکار' (با سرنام اسپانیائی 'ام تی دی'+) در ارتباط  بودند. جنبش آنها تا قبل از دسامبر سال 2001 در سطح بانک ها به وسیله طبقه متوسط ​​بطور قابل توجهی توسعه یافته بود و از بسیاری جهات در خط مقدم مبارزه در آرژانتین قرار داشتند.




(*)



the piquetero movementجنبش بیکاران که با تظاهرات پر طمطراق خود صدای اعتراضشان را بلند کردند







(+)


Movement of Unemployed Workers



دو داوطلب رسانه مستقل 

(*)
 که از ایالات متحده و بریتانیا به آرژانتین سفر کرده بودند، برای مستند کردن شورش برای کشورهای انگلیسی زبان، وقت خودشان را با یک گروه در ناحیه 'ادمیرالت براون'(+) در جنوب بوئنوس آیرس گذراندند. (108) اعضای این گروه خاص، مانند بسیاری از




'پیکه ته رو'ها
 در 'ام تی دی'(++)، به تازگی، با بیکار شدن به فعالیت کشانده شده بودند. اما انگیزه های آنها صرفا مادی نبود؛ به عنوان مثال، آنها اغلب رویدادهای فرهنگی و آموزشی برگزار می کردند. 
دو فعال داوطلب رسانه مستقل
، از یک کارگاه آموزشی 

  که در 'ام تی دی' برگزار شده بود و

 اعضای آن

 تفاوت بین یک نانوایی سرمایه داری و یک ضد سرمایه داری 
بحث میکردند، نقل آورده بودند.
. "ما برای همسایگان خود تولید می کنیم ... و به خودمان کارهای جدید یاد میدهیم، یاد بگیریم تا برای خودمان تولید کنیم"، زنی در پنجاه سالگی توضیح داد. یک مرد جوان در
گرمکن مردانه 'آیرون می دن' 



(+*)
 افزود: "ما تولید می کنیم تا هر کس بتواند بهتر زندگی کند." (109) همان گروه یک
یک فروشگاه پوشاک،
روپرو'(**)، و بسیاری از پروژه های دیگر را نیز میگرداند. این پروژه توسط داوطلبان اداره میشد و وابسته به کمک های مالی بود، هر چند همگان در منطقه فقیر بودند. علی رغم این چالش ها، دو بار در ماه باز میکرد تا لباس هائی را بطور رایگان به افرادی که توانائی مالی

 نداشتند اهدا کنند.

 بقیه اوقات، داوطلبان لباسهای کهنه ای را که هدیه داده شده بود را میدوختند/ترمیم میکردند. 

در غیاب انگیزه هایی که سیستم سرمایه داری را می راند، مردم به وضوح به کارشان افتخار می کردند و به بازدید کنندگان، با خودنمائی، نشان می دادند که با وجود فقدان مواد اولیه، چگونه لباس ها به خوبی بازسازی شده اند. ایده ال مشترک در میان 'پیکه ته رو' ها(*+*) شامل تعهد قوی به اشکال غیر سلسله مراتبی/هیرارشیک از سازماندهی و مشارکت همه اعضا، جوان و پیر، در بحث ها و فعالیت هایشان بود.


 زنان اغلب اولین کسانی بودند که به صفوف تظاهرات میرفتند و 




 دارای قدرت قابل توجهی در جنبش 
'پیکه ته رو' 
بودند.




 درون این سازمان های خودمختار، بسیاری از زنان فرصتی برای شرکت در تصمیم گیری هائی در مقیاس بزرگ کسب کردند و یا در بعهده گرفتن دگر نقش های تحت سلطه مردان را برای اولین بار در زندگی خود به کار گرفتند. در نانوایی خاصی که کارگاه آن در بالا شرحش داده شد، یک زن جوان مسئول امنیت بود، یکی دیگر از نقش های مردانه به طور سنتی.




(*)
Indymedia / 
(+)Admiralte Brown
 /
(++) 




piqueteros  & 
MTD


(+*) 
Iron Maiden / 
(**)
Ropero







(108) جان جوردن و جنیفر ویتنی، همشون برن پی کارشون/گور پدر همشون: شورش مردمی آرژانتین، مونترال: کرسپله به دب، 2003،صفحه. 52-42.
(109) همانجا، ص 43-44

(108) John Jordon and Jennifer Whitney,Que Se Vayan Todos:Argentina's Popular Rebellion,Montreal: Kersplebedeb,2003,pp.42-52.

(109) Ditto,pp.43-44






در سراسر شورش 2006 در اواهاکا(*)، همچنین قبل و بعد، فرهنگ بومی سرچشمه مقاومت بود. هرچند بیشتر نمونه ها - قبل از استعمار- تعاون گرائی، ضد اقتدارگرا و رفتارهای پایدار زیست محیطی بودند؛ مردم بومی در مقاومت اواهاکا گرایش به گرامی داشت و تأکید بر بخش هایی از فرهنگ خود میکرد که در تقابل است با نظامی که به دارائی ارزش میگذارد تا زندگی، رقابت و سلطه را تشویق می کند و با سئو استفاده از محیط زیست تا نابودی پیش میرود. توانایی آنها برای تمرین فرهنگ ضد اقتدارگرا و حامی محیط زیستی - در همکاری با روح همبستگی و تغذیه خودشان بر روی مقدار کمی از زمین - قدرت مقاومت خود را افزایش دادند و در نتیجه شانس خود را برای بقا نیز هم . بنابراین، مقاومت در برابر سرمایه داری و دولت، هر دو ابزاری 
 ست برای محافظت از فرهنگ بومی و امتحان سختی که سبب
 تقویت اخلاقیات ضد اقتدارگرا می شود.
 
بسیاری از مردمی که در شورش شرکت کردند، خودشان  بومی نبودند

، 

اما آنها تحت تاثیر فرهنگ بومی قرار گرفتند و از آن الهام نیز گرفتند

  بدین ترتیب، 


خود عمل شورش به مردم اجازه  داد که ارزشهای اجتماعی را انتخاب کرده و 


هویت شان را شکل دهند.
(*)Oaxaca







پیش از شورش، استان فقیر اواهاکا، فرهنگ بومی خود را به عنوان یک کالا برای جلب گردشگران/توریست و کسب و کار به فروش میرساند. 'گوه لاگتزا'(*)، گردهمآئی مهم در فرهنگ های بومی، تبدیل شده بود به یک جاذبه توریستی تحت حمایت دولت. اما در طی شورش در سال 2006، دولت و گردشگری به حاشیه رانده شدند و در ماه ژوئیه جنبش های اجتماعی به سازماندهی 'گوه لاگتزا'ی مردمی دست زدند، نه برای فروش به گردشگران بلکه برای لذت بردن خودشان. پس از مسدود کردن موفقیت آمیز رویداد تجاری برای گردشگران، صدها دانشجو از شهر اواهاکا و مردم روستاهای سراسر استان شروع به سازماندهی رویداد خود کردند. آنها دست به دوخت لباس های محلی و به تمرین رقص ها و ترانه ها از همه ی 7 منطقه ی اواهاکا همت ورزیدند. در نهایت 'گوه لاگتزا'ی مردمی یک موفقیت 
بزرگ بود. همه به صورت رایگان حضور و محل برگزاری مملو از شرکت کنندگان شد. 

رقص های سنتی بیشتری از آنچه که تا به حال برای
  


 گوه لاگتزا'ی تجاری



مرسوم بود وجود داشت.


 در حالی که این رویداد قبلا برای پول انجام شده بود، که اکثر آن توسط حامیان مالی و دولت به جیب زده میشد، اینبار تبدیل شد به روزی برای اشتراک گذاشتن، همانطور که به طور سنتی بود. در قلب یک جنبش ضد سرمایه داری،عمدتا بومی، یک فستیوال بود، جشنواره ای از ارزش هایی که جنبش را با هم متحد می کند و احیای فرهنگ های بومی که از بین رفته یا به یک مقوله عجیب و غریب/بیگانه قابل فروش تبدیل شده بود .

(*)Guelaguetza


در حالی که 'گوه لاگتزا' به عنوان بخشی از فرهنگ بومی، در حمایت از شورش علیه سرمایه داری و جامعه آزادیخواهانه که در پی ایجاد آن بود، احیا شد، یکی دیگر از جشنهای سنتی برای خدمت به جنبش اصلاح شد. در سال 2006، روز مرده ها(*)، تعطیلات مکزیکی که معنویت بومی را با تأثیرات کاتولویک گرائی ادغام می کند، همزمان شد با حمله خشونت آمیز دولت به جنبش . درست قبل از اول ماه نوامبر، نیروهای پلیس و شبه نظامیان حدود دوازده نفر را کشتند، بنابراین مرده ها در ذهن همه تازه بودند.هنرمندان نقاش با گرافیتی هایشان به مدت طولانی نقش مهمی در جنبش اواهاکا بازی کرده اند، پوشاندن دیوارها با پیامهایشان خیلی قبل تراز اینکه مردم ایستگاه های رادیویی را به 
اشغال خود در آورند و صدائی برای خود دست و پا کنند. هنگامی که روز مرده ها و
 سرکوب شدید دولت در ماه نوامبر همخوانی داشت، این هنرمندان رهبری را برای
همسو کردن تعطیلات به منظور مراسم یادبود و احترام به مبارزه بعهده گرفتند. 
آنها خیابان ها را با 'فر
شهای'سنتی
(+) پوشاندند- نقاشیهای
 ساخته شده 
 از شن و ماسه، گچ و گلها - اما این بار فرشها حاوی پیامهای
   مقاومت و امید بود،  یا نام ها و چهرهای
 افراد کشته شده را نشان میداد
.
 مردم همچنین 
 مجسمه های اسکلتی  و محرابهائی 
،
 برای هر فردی که توسط پلیس و شبه نظامیان کشته شده اند، ساخته بودند.
 یک هنرمند نقاش، 'یسکا'( 
+*
)،اینگونه شرح داد :
 امسال در روز مرده ها،جشن های سنتی معنی جدیدی بخود گرفتند. حضور مرعوب کننده
  نیروهای پلیس فدرال، هوا را پر و بر سراسر شهر سایه افکنده بود. اما ما موفق به غلبه بر ترس و از دست دادن عزیزانمان شدیم. مردم می خواستند سنت ها را، نه تنها برای اجداد خود، بلکه همچنین برای همه کسانی که در این جنبش در ماه های اخیر کشته شده بودند ادامه دهند .

اگرچه به نظر کمی متناقض می رسد،
 روز مرده ها
روزیست که بیشترین زندگی در اواهاکا درجریان است.
کارناوال ها وجود دارد و مردم لباس های مختلفی بر تن دارند،مانند شیاطین و یا اسکلت ها ی 
مملو از پرهای رنگارنگ .با گردش در خیابانها به رقصهای خیابانی و اجرای نمایش های خنده دار تئاتر دست میزنند-امسال با پیچ و تاب سیاسی-اجتماعی.


(*) The Day of the Dead  مردم به سر قبر نزدیکانشان میروند و با جشن/شادی یاد عزیزانشان میکنند 
(+) tapetes
( 
*+
)
Yescka

ما به نیروهای پلیس فدرال اجازه ندادیم جشن ها یا

عزاداری هایمان را متوقف کنند.

  کل راه توریستی در مرکز شهر،

 'مه سه دونیا 
آلکالا'

(*)

،


 پر از شور و شوق زندگی بود.  موسیقی اعتراضی در حال پخش بود و مردم می رقصیدند و شاهد خلق قالیچه ای












(+)










معروف شن و ما 






ما













آنها را به همه افرادی که در این جنبش کشته شدند تقدیم کردیم. هر کس که می خواست می توانست به ما 








بپیوندد و به







موزائیک ها بیافزاید.ملغمه رنگ ها احساسات متضاد سرکوب و آزادی؛ شادی و غم، نفرت و عشق















.








را در ما بیان میکردند







آثار هنری و شعارهایی که خیابان







  ها  را پر کرده بودند، صحنه ای فراموش نشدنی ایجاد کرده و در نهایت غم ما را به شادی تبدیل کرد. (110)


(*)



 Macedonio Alcala/










(+)












tapetes

(110)

دیانا دنهم و کلکتیو سی آ اس آ  (ویراستاری) آموزش شورش: داستان هائی 
از سازماندهی مردمی در اواهاکا


اوکلند:انتشاراتی پی ام




، سال 2008 مصاحبه با یسکا
(110) Diana Denham and C.A.S.A.Collective(eds),Teaching Rebellion:Stories 
from the Grassroots Mobilzation in Oaxaca,Oakland:PM Press,2008,interview with Yescka.











درحالی که آثار هنری وجشنهای سنتی نقشی در توسعه فرهنگ آزادیخواهانه ایفا کردند،


 خود مبارزه








،








بخصوص باریگادها











، 









زمینه و بستری شدند که از خود بیگانگی از بین برود و همسایه گان روابط نوینی با هم ایجاد کنند. یک خانم تجربه خودش را چنین بازگو کرد:



شما هر گونه افرادی را در باریگادها پیدا میکردید. بسیاری از مردم به ما می گویند که آنها در باریگادها دیدار کرده اند/آشنا شده اند. با وجود اینکه همسایه بودند، آنها قبلا همدیگر را نمیشناختند.آنها حتی میگفتند: "من حتی قبلا با همسایه ام صحبت نمیکردم چون فکر نمیکردم ازش خوشم بیاید،اما حالا که در باریگاد هستیم، او(مذکر) یک رفیق هست "



بنابراین 
باریگاد ها
 فقط موانع رفت و آمدی /ترافیکی نبودند 
بلکه به فضایی که همسایگان میتوانستند کپ بزنند و کومونیته ها دیدار کنند مبدل شدند

باریگاد ها راهی شدند که کومونیته ها خود را توانمند کنند. (111)
(111) همانجا ، مصاحبه با لیلا
(111)Ditto,interview with Leyla


در سراسر اروپا، ده ها روستای مستقل/اتونوم زندگی ای خارج از(روابط-م) سرمایه داری ایجاد کرده اند. به ویژه در ایتالیا، فرانسه و اسپانیا، این روستاها خارج از نظارت منظم دولتی و تاثیر کمی از منطق بازار
 وجود دارند.

گاهی اوقات با خرید زمین های ارزان قیمت،

 اغلب روستاهای رها شده را به اشغال خود در آورده اند، این کومنیته های مستقل جدید، زیرساخت هایی را برای زندگی لیبرتارین/آزادیخواهانه، زندگی کمونی و فرهنگی که با آن همخوانی دارد ، ایجاد می کنند. این فرهنگ های جدید جایگزین خانواده های هسته ای می شوند
،

 وسیع تر و همه جانبه تر و انعطاف پذیر تر 

، با وحدتی توام با علاقه و
 عشق اجتماعی بجای وابستگی خونی و عشق کالائی؛ آنها تقسیم کار را در راستای جنسیت از بین میبرند، تبعیض سنی و سلسله مراتب را تضعیف می کنند و ارزش ها و روابط کمونی و زیست محیطی را ایجاد می کنند.

بخصوص یک شبکه قابل توجه از روستاهای اتونوم در کوه های اطراف ایتویز، در ناوارا(*)،بخشی از کشور باسک(+) یافت می شود. قدیمی ترین اینها، 'لاکب'(+*)، به مدت بیست و هشت سال است-تا این نوشتار- که اشغال شده و خانه ای برای حدود سی نفر هست
پروژه ای مملو از عشق، 'لاکب' به چالش میکشد و زیبایی های سنتی فقر روستایی را تغییر می دهد. زمین ها و پیاده رو ها، با موزائیک های سنگی و کاشی های زیبا آراسته شده و جدیدترین خانه ای که قرار است در آن بسازند می تواند با خانه لوکس 

تواند با خانه لوکس میلیونری اشتباه گرفته شود - با این تفاوت که توسط افرادی که در آن زندگی 



می کنند ساخته شده و
 


 با محیط زیست هماهنگی دارد، برای


 گرفتن نور خورشید و بیرون نگه داشتن سرما.
'لاکب'
 یک 


 نانوایی و یک اتاق غذاخوری کمونی/مشترک دارد که در حالت عادی


 میزبان جشن های خوشمزه است که کل روستا با هم غذا می خورند.
(*)Itoiz / Navarra (+)Basque (*+)Lakabe



یکی دیگر از روستاهای اطراف ایتویز، 'آریتزکورن'
(*)،نمونه یک زیبایی شناسی خاصی ست 

که نشان دهنده ایده دیگری از تاریخ است. سیزده سال پیش، تعداد کمی از مردم 
روستا را که بیش از پنجاه سال قبل رها شده بود اشغال کردند.
از آن زمان، آنها تمام خانه های خود را در میان خرابه های قدیمی دهکده/قصبه ساخته اند. نیمی از



'آریتزکورن' 

هنوز خرابه  است، به تدریج به جنگلی در کوهپایه ای تجزیه می شود در 
یک ساعت رانندگی از نزدیکترین جاده آسفالت شده. خرابه ها یادآور مبدأ و بنیاد بخش های زنده روستا هستند و از آنها بعنوان مکانی برای ذخیره سازی مصالح ساختمانی ای استفاده می شود که برای بازسازی بقیه از آنها بهره میبرند. حس جدیدی از تاریخ که در میان این سنگ های سنگین زندگی می کند، نه خطی ست و نه فراموش شده، بلکه ارگانیک - که گذشته پوسته ای ست از حال حاضر و کمپوستی ست از
 آینده. این همچنین پسا سرمایه داری ، اشاره کردن بر بازگشت به زمین و ایجاد جامعه ای جدید در خرابه های قدیمی است.

(*)

Aritzkuren







اوولی(*)، یکی دیگر از روستاهای رها گشته و دوباره اشغال شده، پس از بیش از یک دهه زندگی خود مستقل/اتونوم منحل شد، اما میزان موفقیت همه روستاها 





با هم تشویق کننده است، با پنج تا از شش روستا که هنوز با قدرت پیش میروند. "شکست" '





اوولی' یکی دیگر از مزایای سازماندهی آنارشیستی را نشان می دهد: یک کلکتیو می تواند 





خود را منحل کند بجای اینکه برای همیشه در اشتباه بماند و یا نیازهای فردی را برای دائمی ساختن کلکتیوی مصنوعی سرکوب کند. این روستاها در تجسم قبلی شان









،





 در یک قرن پیش از این، تنها با فاجعه اقتصادی سرمایه داری صنعتی منحل شده بودند. والا، اعضای آنها با  یک نظام خویشاوندی(+) محافظه کارانه که توسط کلیسا بالجبار تحمیل می گردید، در کنار هم مانده بودند .


(*)




Uli / 











(+) kinship system 







در 'آریتزکورن' مانند دیگر روستاهای مستقل در سراسر جهان، زندگی هم پر زحمت است و هم آرام . ساکنان باید همه زیرساخت ها را خودشان بسازند و بیشترین چیزهایی را که نیاز دارند را نیز با دستان خود فراهم سازند، چرا که کارهای زیادی برای انجام دادن است. مردم صبح ها بلند میشوند و در پروژه های خود کار می کنند، یا اینکه همه دور هم جمع میشوند برای تلاشی کلکتیو که در جلسه قبلی تصمیم گیری شده. 

بعد از صرف ناهاری بزرگ که یک نفر برای همه به طور متناوب آشپزی می کند، مردم تمام بعد از ظهر را برای استراحت، مطالعه ، رفتن به شهر، کار در باغچه و یا تعمیر یک ساختمان میگذرانند. بعضی روزها هیچ کس کار نمی کند؛ اگر یک نفر تصمیم بگیرد یک روز بخود مرخصی دهد، هیچ تهمتی به او وارد نیست، زیرا جلساتی وجود دارد 
که در آن مطمئن می شوند که  مسئولیت ها به طور مساوی توزیع می گردد. در این زمینه، با توجه به 
ارتباط  نزدیک با طبیعت،
اجتناب ناپذیر بودن 
آزادی فردی، ادغام شده با زندگی اجتماعی کلکتیو/ جمعی، و محو شدن کار و لذت، مردم 'آریتزکورن' نه تنها یک شیوه زندگی جدید، بلکه اخلاقی سازگار با 
زندگی در یک جامعه آنارشیست
 ایجاد کرده اند
.


مدرسه ای که آنها در حال ساختنش در
 'آریتزکورن'
 هستند نماد قدرتمندی ست از این . تعدادی از کودکان در 
'آریتزکورن'
 و دیگر روستاها زندگی می کنند. محیط شان در حال حاضر توانایی های فراوانی را فراهم می کند اما تمایل زیادی برای آموزش رسمی وجود دارد و فرصتی برای استفاده از روش های آموزشی جایگزین در یک پروژه که می تواند   برای اطفال کل منطقه قابل دسترسی باشد.

همانطور که مدرسه نشان می دهد، روستاهای اوتونوم نقض کلیشه ای کمون

 هیپی ها به عنوان تلاشی در فرار برای ایجاد مدینه فاضله/ اوتوپیا در جهانی کوچک بجای 
تغییر جهان موجود. با وجود انزوای فیزیکی آنها، این روستاها در جهان خارج و در جنبش های اجتماعی که در تلاش برای تغییر آن هستند، بسیار درگیرند. ساکنان تجربیات خود را در ایجاد گروه (کلکتیو)های پایدار با دیگر گروه های آنارشیست و خودمختار در سراسر کشور به اشتراک می گذارند. بسیاری از مردم وقتشان را هر ساله بین روستا و شهر تقسیم کرده و با شرکت در مبارزات مداوم تعادلی هر چند بیشتر در زندگی اوتوپیائی
 برقرار میکنند. این روستاها همچنین بعنوان پناهگاهی برای فعالان است که از زندگی اضطراب آمیز شهری  برای استراحت از آن استفاده می کنند. بسیاری از روستاها در حال اجرای پروژه هایی هستند که آنها را درگیر مبارزات اجتماعی می کند؛ مثلا یک روستای مستقل در ایتالیا یک محیط آرام برای گروهی است که متون رادیکال را ترجمه می کند. به همین ترتیب،  
روستاهای اطراف 'ایتویز' بخش بزرگی از 
مقاومت در برابر سد هیدرو الکتریکی در بیست سال گذشته بوده است .




برای حدود ده سال، با شروع اشغال 'رالا'(*)، نزدیک 'آریتزکورن'، 
روستاهای خود مختار اطراف 'ایتویز' دست به تشکیل شبکه ای زده اند تا ابزار، مواد/ماتریال، 
تخصص، غذا، بذر و دگر منابع را به اشتراک گذارند. آنها به صورت دوره ای جمع میشوند تا با هم در مورد کمکهای  متقابل
 و پروژه های مشترک بحث کنند؛ ساکنان یک روستاها برای خوردن ناهار، کپ زدن، و شاید به تحویل یک دوجین گیاه تمشک 
به روستای دیگر میروند
. آنها همچنین 
در جلسات سالانه ای که به گردهمآیی کومونیته های مستقل از سراسر اسپانیا  برای بحث در مورد روند ایجاد کلکتیوهای پایدار 
جمع می شوند 
شرکت میکنند
. 
در آنجا 

هر گروه مشکلی را که قادر به حل آن نشده است، ارائه می دهد، مثل به اشتراک گذاری مسئولیت ها و یا تصمیم گیری های اجماع را در عمل پیاده کردن. سپس هر یک از آنها برای میانجیگری پیشنهادی می دهد، در حالی که کلکتیو دیگر مشکلشان را مطرح می کند- ترجیحا مشکلی که گروه میانجی تجربه حل کردنش را دارد.




(*)
Rala





روستاهای 
'ایتویز' جالب 
توجه/عالی، اما منحصر به فرد نیستند. در شرق، در 'پیرنه های
آراگون'(*)، کوه های 'لا سولانا'(+) شامل تقریبا بیست روستای رها شده است. تا زمان  نوشتن این سطور، هفت تا از این روستاها دوباره اشغال شده اند. شبکه بین آنها هنوز در مرحله غیر رسمی است و بسیاری از روستاها تنها با چند نفر ساکن در مراحل اولیه بازسازی هستند؛ اما تعداد بیشتری از افراد هر ساله به آنجا نقل مکان می کنند و بزودی  می تواند یک مجموعه بزرگتری از اشغال روستایی از 
'ایتویز' باشد.
 بسیاری از این روستاها ارتباطات قوی ای با جنبش اشغالی در بارسلونا دارند و دعوت نامه ای برای بازدید کنندگان ، کمک کردن، و یا حتی نقل مکان کردن به آنجا وجود دارد.
(*)Pyrenees of 
Aragon / (+) La Solana



در شرایط خاص، یک کومونیته همچنین می تواند استقلالی را که برای ایجاد نوع جدیدی از زندگی نیاز دارد با خرید زمین، به جای اشغال آن، بدست آورد؛ هرچند این روش ممکن است بیشتر امن باشد، این شیوه باعث ایجاد فشار اضافی برای تولید و کسب درآمد برای زنده ماندن میکند، اما این فشارها کشنده نیست. 'لونگو مای'(*) یک شبکه از تعاونی ها و روستاهای اوتونوم است که در سال 1972 در باسل(+)، سوئیس آغاز شده است. این نام 'پوقوونس'(*+)ی"تا زمانی طولانی دوام بیاورد"است، و تا کنون با این عنوان زندگی کرده اند. اولین تعاونی 'لونگو مای' عبارت از مزارع 'له پیژونییق'(1) گقان نووو'(2) و' سن هیپولیت'(3) که در نزدیکی دهکده 'لیمانس' در 'پوقوونس'(4) قرار دارند. در اینجا هشتاد بزرگسال و بسیاری کودک در 300 هکتار زمین زندگی می کنند، جایی که به کشاورزی، باغبانی و چوپانی مشغول هستند. آنها 400 تا گوسفند، مرغ، خرگوش، زنبور و اسب را نگه می دارند و یک گاراژ، یک کارگاه فلزی، یک کارگاه نجاری و یک استودیو نساجی را میگردانند. ایستگاه جایگزین رادیوی 'زین زین'(5) تا کنون 25 سال است که از این تعاونی پخش میشده . صدها نفر از جوانان با کمک کردن در تعاونی، مهارت های جدیدی را فرا می گیرند و اغلب اولین تماس هایشان را با زندگی کمونی یا کشاورزی غیر صنعتی و صنایع دستی به دست می آورند.
(*)Longo Mai / (+) Basel / (*+)Provencal / (1) Le Pigeonnier / (2) 
Grange neuve (3)St.Hippolyte 

(4)Limans - Provence /  (5) 

Zinzine



از سال 1976،'لونگو مای'
 درحال گردانندن یک 


تعاونی 
نخ ریسی در '
شانتمر'
 آلپ فرانسه 





(*)  بوده است
. با استفاده از رنگ های طبیعی و پشم از 10،000 گوسفند، اغلب محلی، آنها ژاکت، پیراهن، رو تشکی، و پارچه برای فروش مستقیم می سازند. 
این تعاونی اتحادیه آتلیه(+)، شبکه ای از پرورش دهندگان و تولید کنندگان پشم
، 






(*)
chantemerle / 


(+)
ATELIER


همچنین در فرانسه، نزدیک آرل(*)، تعاونی 'ماس د گقه نیق'(+) در 20 هکتار زمین قرار دارد. در سال های خوب، با کاشت و رشد یونجه و درختان زیتون  به 
تولید روغن زیتون به اندازه کافی برای خود و همچنین ارائه به دیگر تعاونی های 


'لونگو مای'
 همت میگمارد. سه هکتار به سبزیجات ارگانیک اختصاص داده می شود و هر هفته به مشترکین در جامعه گسترده تر تحویل میگردد. برخی از سبزیجات بگونه کنسرو/ قوطی در کارخانه خود تعاونی نگه داشته می شوند. آنها همچنین غله برای تولید 
نان، ماکارونی و خوراک حیوانات تهیه میکنند.

(*) Arles /  (+)Mas de Granier 


در منطقه 'ترنسکارپاتی' اوکراین، 'زله نی های'(*)، یک گروه کوچک 'لونگو مای'، 
پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی شروع به کار کرد. در اینجا آنها یک مدرسه زبان
، یک کارگاه نجاری، مزرعه دامداری و کارخانه لبنیات 
ایجاد کرده اند
. آنها همچنین یک گروه موسیقی سنتی دارند. شبکه '



لونگو 

مای' در سال 1978 با استفاده از منابع خود دست به تاسیس تعاونی ای در کوستاریکا زد و زمینی را برای 400 دهقانان بی زمین نیکاراگوئه ای فرار کرده از جنگ داخلی فراهم کند و 
اجازه دهد که برای خود به ایجاد یک کومونیته همت ورزند.


'لونگو مای'
  
همچنین تعاونی های 
در آلمان، اتریش و سوئیس دارد که به تولید شراب، ساخت ساختمان با مواد محلی، مواد زیست محیطی، مدارس و الی آخر 
مشغول میباشند
. در شهر باسل، یک ساختمان اداری دارند که به عنوان نقطه هماهنگی، مرکز اطلاعات و مرکز بازدید کننده عمل می کند.
(*)Transkarpaty - Ukraine, Zeleniy Hai

در فرا خوانی که 

برای شبکه تعاونی، در سال 1972 در باسل آماده شد،در بخشی از آن 






،
چنین نوشته شده


شما از ما چه انتظاری دارید؟ انتظار دارید که ما، برای آنکه محروم/حذف نشویم، به بی
عدالتی و مجازات جهان پرآشوب، بدون امید و انتظارات، تسلیم شویم؟
ما امتناع می کنیم به این نبرد غیر قابل پیروزی ادامه دهیم. ما امتناع می کنیم در بازی ای که قبلا از دست رفته شرکت کنیم، بازی ای که تنها نتیجه آن قربانی /مجازات کردن  ماست. این جامعه صنعتی بدون شک بسمت سقوط خود می رود و ما نمی خواهیم در آن شرکت کنیم.

ما ترجیح می دهیم به دنبال راهی برای ساختن زندگی خودمان و ایجاد فضاهای خودمان باشیم، چیزی که برای آن در این دنیای مسخره/بیهوده /از خود بیگانه (*) سرمایه داری جائی وجود ندارد. ما می توانیم فضائی کافی در مناطق اقتصادی و اجتماعی پژمرده پیدا کنیم، جایی که جوانان موج موج در حال ترک /کوچ هستند و فقط کسانی جا میمانند که انتخاب دیگری ندارند. (112)
(*)Cynical
(112)لونگو مای، "بولتون د. اوقد، تابستان 2008، صفحه38 ،ترجمه نویسنده


(112)"Longo Mai," Bulten de Orde,Summer 2008,p.38.Author's translation


همینکه کشاورزی سرمایه داری، از پس وقوع بلایای مربوط به آب و هوا و آلودگی محیط زیست، ناتوانی بیشتری برای تغذیه مردم جهان دارد ، به نظر تقریبا اجتناب ناپذیر میرسد که تعداد زیادی از مردم باید به زمین بازگردند تا به شیوه هائی پایدار و محلی از کشاورزی بپردازند.همزمان، شهروندان شهری نیاز به پرورش این آگاهی دارند که غذا و آب شان از کجا می آید و یک راه دستیابی به این مهم همانا به روستا رفتن و کمک کردن است.





Samstag, 19. Mai 2018

در جهان پیرامونمان چه میگذرد

در جهان پیرامونمان چه میگذرد که قلب
  هر انسان آزادیخواه و فرهیخته را آزرده خاطر میکند!؟
(1)
اخیرا شاهد تظاهرات قهرمانانه و با رزمندگی همیشگی فرانسویان ،اعم از جوانان(با توجه به رفرم ارتجاعی سیستم آموزشی) و کارگران راه و ترابری(برای حقوق بیشتر و...در  بخش قطار)،علیه نظام نئولیبرال سرمایه داری- امپریالیستی بوده ایم. هرچند اینگونه حرکات وسیع توده ای میتواند،بمانند تظاهرات انقلابی اواخر سالهای دهه 60 قرن بیستم- که به سرنگونی دولت 'شارل- دوگل' انجامید، دولت مرتجع وقت-مکرون- را نیز به زباله دادن تاریخ بفرستد، ولی به نابودی سیستم سرمایه داری نخواهد انجامید!! این را چندین و چند بار-در سالیان گذشته- نوشته و با الهام از کتاب "آزاد شدن" رفیق 'جیمز هراد' متذکر شده ایم. چرا که تمامی تجربیات مبارزاتی صد و اندی سال گذشته علیه سیستم کار و سرمایه (اعم از مبارزات صلح آمیز و قهر آمیز همراه با اعتصابات سراسری سندیکائی و الی آخر) در نهایت به حفظ این نظام،حالا بگونه سرمایه داری دولتی - یا بزعم استالینیستها و ترتسکیستهای ورشکسته - با نامهای "سوسیالیسم موجود" یا دفورمه شده" و یا بزعم مائویستهای 'پنج تنی'/عهد بوق -(پیروان مارکس و انگلس و لنین و استالین و مائو!!) به سیستم "سوسیالیسم دولتی " همراه با "بازار"(!!) انجامید و بس !!
**********
حال آنکه تنها و تنها با ایجاد و مستحکم کردن کمونیته های آنارشیستی،در درون و بموازات همین سیستم مافوق ارتجاعی سرمایه داری پسا مدرن/صنعتی، است که میتوان و خواهیم توانست نتیجه دلخواه انقلاب سوسیالیستی/آنارشیستی حقیقی را بوضوح و در عمل/به عینه ببینیم. این را زاپاتیستها،در چیاپاس - مکزیک، و روژوا، در کردستان- سوریه،هر چند بگونه محدود و با کاستی های خود و شرایط خاص جغرافیائی- زمانی موجودشان(که در اینجا از آن فاکتور میگیریم) بما نشان داده اند.
************
پس با جلوگیری کردن از بهدر دادن نیروهای مادی- معنوی خویش در جنبشهای تک محوری متعدد، یکباره و برای همیشه با تشکیل انجمنهای دموکراتیک مستقل در محله و محیط زیست(آپارتمانی و شهرکهای مسکونی) و کار(در کارخانه ها و اداره و پادگان و بیمارستانها و دانشگاهها و....الی آخر) به ساختن آنارشیسم همت گماریم.

French pensioners join public sector workers' protest over ... - YouTube

https://www.youtube.com/watch?v=EYJ5IevO6wU
22.03.2018 - Hochgeladen von euronews (in English)
French pensioners join public sector workers' protest over government ... train drivers and other civil ...

Clashes in France: Students protest Macron's social reforms - YouTube

https://www.youtube.com/watch?v=JCXGKrNKMo4
vor 6 Tagen - Hochgeladen von RT
Violence flared after students had tried to block the entrance to their university to ... Clashes in France ...

Unions launch a consultation of French rail workers on reform - YouTube

https://www.youtube.com/watch?v=BMSx8K8Wpt8
vor 4 Tagen - Hochgeladen von AFP news agency
French rail workers sought to up the ante in weeks of strikes Monday, slashing the number of trains running as ...

Paris, May 1968: The Student Revolt - YouTube

https://www.youtube.com/watch?v=YCtcD9CfMOI
12.05.2014 - Hochgeladen von Reveal
The revolt against the antiquated French educational system turned into a general youth rebellion, joined by ...

French rail workers hold street protests, resume rolling strike - YouTube

https://www.youtube.com/watch?v=YAaSUJydlVc
08.05.2018 - Hochgeladen von AP Archive
(3 May 2018) French rail workers set up street protests across France on Thursday as they resumed their ...

==================== 
 (2)
 بمناسبت تاسیس کشور صهیونیستی-فاشیستی(صرفا 'یهودی' نشین!!) اسرائیل
و مبارزات قهرمانانه آخرین ملت استعمار زده-فلسطین- موجود در جهان
 دوازدهم ماه می 1948/ 22م اردیبهشت 1327، 70 سال پیش، صهیونیسم جهانی بر مبنای تئوری 'هرتزل'-اتریشی- و با پشتیبانی اولیه امپریالیسم پیر منحوس انگلستان(در اعلامیه 'بالفور') و بعدها به سرکردگی امپریالیسم نوپای جهانخوار آمریکا، و در کنار و با مهر تائید فاشیسم- استالینی، در سازمان به اصطلاح 'ملل متحد' کشوری پا به جهان نهاد که از بدو کودکی تا به امروز- که پیر مردی نازی مسلک و فاشیسم مآبی بیش نیست -  بمانند طاعون بر فلسطین اشغالی و منطقه خاور میانه - چنگ انداخته و ریشه بر انسانیتی که دنیا هرگز بخود ندیده زده است و بس!! اینکه صهیونیستها در کتب ارتجاعی تورات و تلمود( 'تورات شفاهی' یا همان حدیث های کثیف شان- بمانند حدیث های محمد راهزن / پدوفیل  و پیروان جانی صفتش) نه تنها فلسطینیان(هر چند در آنموقع قوم 'فینیقیان' بوده و منطقه ای بنام 'کنعان' ...و بعدها فلسطین تاسیس گردید... و در ضمن هرگز کشوری بنام اسرائیل در تاریخ وجود نداشته ) بلکه هر کسی که "یهودی" نیست را 'حیوان' میخوانند(نژاد پرستی در غایت خویش)، بر هر کس که این کتب اشغال را خوانده و یا با سندهای موجود در ویکی پیدیا و صدها ویدئو در یوتوب و....آشنائی دارند، نیز بر همگان آشکار است. و اینکه صهیونیستها در کشتار فلسطینیان در این هفتاد سال از هیچ کوششی دریغ نورزیده و دست نازی ها را از پشت بسته اند نیز بر هر فرد آزادیخواهی بمانند روز روشن بوده و است.
********** 
حال آنکه ، فلسطینیان نیز، اعم از مسلمان و مسیحی و یهودی، در این 70 سال با استفاده از هرگونه مبارزات صلح آمیز (از فعالیتهای دیپلماتیک در سازمان ملل و فعالیتهای عدیده شان در اقصی نقاط دنیا ) و قهر آمیز(از مبارزه مسلحانه به شیوه های گوناگون بگیرید تا هواپیمائی ربائی... تا  ترور 'ناجوانمردانه' ورزشکاران اسرائیلی در المپیک مونیخ  1972 ) تا بالاخره، در دو دهه گذشته- با دست زدن قهرمانانه به سه 'انتفاضه'- که همانا تبلورش را در جنبشهای مردمی/جوانان با پرتاب سنگ در مقابل ارتش تا بدندان مسلح فاشیستی اسرائیل و کمک بی شائبه 'یانکی' ها ، هم در سازمان ملل- با وتو بیش از-حداقل- 70 قطعنامه علیه اسرائیل، و هم با مسلح کردنشان با پیشرفته ترین سلاحها و ....الی آخر خشم خویش را علیه اینهمه ظلم و ستم به جهانیان نشان داده اند نیز بر هیچکس کتمان نمی باشد.( از چندین جنگ شان علیه فلسطینان و اعراب ،بخصوص آخرینش که با حزب الله لبنان از 12 ژولای تا 14م اوت/اگوست 2006 بود(بخوان در حقیقت با ایران ملاها !!) در اینجا فاکتور میگیریم) .
دست آخر: یکشنبه ، پنج روز، پیش بود که فلسطینیان در جنبشی بنام " بازگشت" در نوار غزه با تظاهرات قهرمانانه شان یکبار دیگر با ابراز خواست و حق طبیعی شان جهانیان را شگفت زده کردند!! نتیجه مرگبار این روز-که مصادف شد با حضور دختر و داماد صهیونیست مسلک ترامپ در گشایش / انتقال سفارت جدید یانکی امپریالیسم از تل آویو به اورشلیم - همانا به کشتن بیرحمانه بیش از -حداقل- 60 نفر و زخمی شدن -حداقل- 2هزار نفر از جوانان فلسطینی(حتی هشت نوزاد زیر دو سال) انجامید. 
ننگت باد اسرائیل کودک کش و انسانیت کش!! 
********** 
 ناگفته نماند: کلید مهمترین جنبش ضد صهیونیستی فلسطینیان و حامیانشان، بنام بی دی اس(مخفف انگلیسی اش بنام بایکوت و تحریمهای همه جانبه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی) در  نهم ژولای 2005 یعنی 13 سال 56 روز کم رقم خورد!! بنظر نویسنده این سطور این را نقطه عطف جنبش رهائیبخش( و بعضا آنارشیستی) فلسطینیان علیه صهیونیسم جهانخوار و بنیانگذاران این کشور ضد بشری میتوان دانست . چرا؟ زیرا با نفی ماهیت ضد بشری این کشور و بینش بنیانی صهیونیستی، خواهان (در وهله اول) پیاده کردن تئوری تشکیل یک کشور( و نه اینکه هنوز "خوش بین" باشیم و پیرو تز انحرافی تشکیل کشور فلسطین در جوار اسرائیل بر مبنای مرزهای 1967،که چامسکی لیبرال منش کماکان پیروش هست و ادوارد سعید فقید مخالفش بود) وبعدها-امیدواریم- به نفی کلیت آن و برقرری آنارشیسم بیانجامد!! هرچند شرایط  کنونی و موجودیت ننگین کشور اسرائیل و خواست فلسطینیان(هر چند  فعلا -هنوز- در اقلیت هستند) برای قبول تز وجود یک کشور و حق یک نفر یک رای برای هر شهروند شاید بنظرخواب و خیالی بیش نباشد ولی تنها راه انسانی ( و بعضا بعنوان 'تاکتیک' مبارزاتی) است و بس. چرا که مناطق فلسطینی نشین موجود در غزه چیزی بیشتر از زندانی رو باز با کمترین و ابتدائی ترین امکانات زیست محیطی /بهداشتی... نیست و 'بانتوستان' نشینان در ساحل غربی رود اردن  نیز، که هر روزه شاهد خراب کردن خانه های هر چه بیشتر فلسطینیان و بیرون راندنشان هستیم، مایه ننگ بشریت است و بس !!
پیش بسوی رهائی بشریت از یوغ سرمایه و تبعیض نژادی و مردسالاری!!
بدون نابودی همزمان و تک تک سه مبارزات فوق الذکر جهان روی صلح و آزادی بخود نخواهد دید. و این تنها و تنها با پیگیری مستمر و مبارزات روزمره(هر چند با خستگی و دلشکستگی و پاسیفیسم و جدا شدن خرده بورژوا های متزلزل همراه خواهد بود)تحقق خواهد یافت. 

Greece: Israel flag burned at pro-Palestine protest in Athens - YouTube

https://www.youtube.com/watch?v=tuJjEBgNS-Y
vor 2 Tagen - Hochgeladen von Ruptly
Greece: Israel flag burned at pro-Palestine protest in Athens ... in Athens onTuesday, to show their ...


Palestine marks 70 years of the Nakba: Prof. Ran Greenstein - YouTube

https://www.youtube.com/watch?v=3ibTonIyGH8
vor 3 Tagen - Hochgeladen von SABC Digital News
Fresh protests are expected today - a day after Israeli forces shot dead 59 Palestinians protesting along ...


State of Palestine: 'Nakba Day' protests met with teargas ... - YouTube

https://www.youtube.com/watch?v=3vfbf1aQyqA
vor 3 Tagen - Hochgeladen von Ruptly
Israeli forces deployed water cannons and tear gas on Palestinian protesters in Nablus in the occupied West ...

Tense protests in Bethlehem on Nakba Day - YouTube

https://www.youtube.com/watch?v=hO_vlq6XbCQ
vor 3 Tagen - Hochgeladen von TRT World
Palestinians, both Christian and Muslim, have taken to the streets of Bethlehem to protest on Nakba Day ...

UK: Zionists disrupt and harass peaceful Nakba Day event ... - YouTube

https://www.youtube.com/watch?v=azh-Sa_74Lw
15.05.2016 - Hochgeladen von Ruptly
A rally organised by London Palestine Action to mark the 68th ... and screaming "terrorist" at them in London ...

Clashes & tear gas as Palestinians rally in Bethlehem & Ramallah on ...

https://www.youtube.com/watch?v=p4vo0rmkONE
vor 3 Tagen - Hochgeladen von RT
Palestinians are rallying in Bethlehem and Ramallah marking the 70th anniversary of Nakba Day (The Day of ...

State of Palestine: Clashes erupt in Bethlehem on 70th Nakba Day ...

https://www.youtube.com/watch?v=ANXdZzWXyKM
10.05.2018 - Hochgeladen von Ruptly
Clashes erupted between Israeli forces and Palestinian protesters in ... of Palestine: Clashes erupt in ...

The Debate - Palestinian Great March of Return - YouTube

https://www.youtube.com/watch?v=ppox_tU3aj4
vor 6 Tagen - Hochgeladen von PressTV
Palestinians continued the "Great March of Return" protests for the 7th Friday in a row. ... will come on May ...


Mittwoch, 2. Mai 2018

نظری -هر چندمختصر- به تحولات ایران و جهان (قسمت سوم)

 تظاهرات مردم کازرون (ب) کمبود آب: یکی از بحرانهای اساسی 
برای نسلهای بعد در ایران 

(الف) 
یک هفته و نیم پیش همگان شاهد بپا خواستن زحمتکشان کازرون- استان فارس- بودیم.البته, از قرار, به ظاهر, مسئله جدا کردن بخشی از کازرون و تشکیل بخشی جدید بوده و این باعث بروز خشم شهروندان گردید. اینکه در شرایط دهشتناک کنونی ایران, هر دغدغه کوچک اقتصادی(هر چند این ترفند بنظر سیاسی می آید ولی در ریشه علت اقتصادی داشته و دارد) مردم همیشه در صحنه ایران را به شورش میکشاند دیگر بایستی برای همگان آشکار شده باشد. مردم ایران, بعنوان سیاسی ترین در جهان, نشان داده اند که با کمترین روزنه (بخوان "آزادی",در حقیقت هرج و مرج ,کم رنگ بودن نیروهای سرکوب....) هر حرکت اقتصادی را به مقوله سیاسی تبدیل و از آن برای آزادی و خارج شدن از یوغ دیکتاتوری شوم استفاده میکنند. باری, هنوز عرق تظاهرکنندگان خشک نشده بود که معاون رئیس جمهور, شخصیت موزی و فاسد اسحاق جهانگیری, در مصاحبه تلویزیونی با عقب نشینی گفت:" ما -در دولت- در رابطه با کازرون هنوز تصمیمی نگرفته ایم"!!
 تو بخوان حدیث این مجمل.
==============================
(ب)
اینکه در ایران ما 80% از منابع زیر زمینی آبی مان را به طرز سریع , غیر اصولی و نابخشودنی استفاده کرده ایم بر همگان آشکار است . به جرات میتوان گفت که ایران بحرانی ترین کشور در خصوص کمبود آب در جهان میباشد. ناگفته پیداست کشاورزی سنتی ایران بیش از 85 از آبهای کشور را بهدر میدهد. استفاده بهینه از آب (با شیوه گلخانه ای و قطر چکانی ) همانا چاره درد است. صد البته از بدی مدیریت و سئواستفاده دولتمردان و فساد این رژیم نیز هر چه بگوئیم کم گفته ایم. مثلا اجازه دادن به ورود صنعت فولاد به یزد, یکی از خشک ترین و کم باران خیزترین -که با عقل سلیم نیز جور درنمی آید, نمود بارز اینگونه مدیریتهای احمقانه بوده است. بردن این صنعت به جنوب(مرز خلیج فارس) و استفاده از این آبراه -پس از شیرین کردن آبش- تنها راه نجات این صنعت بنیانی میباشد. کوتاه سخن - نباید فراموش کرد: نابود شدن دهها تمدن در طول تاریخ بشرهمانا ازتغییر شرایط  اقلیمی ..کمبود آب و...نشات گرفته. پس,تنها و تنها با نابودی این رژیم سرکوبگر, نالایق و دزد منش و زالو صفت و خانه خراب کن است که میتوان روزنه ای از بهبود وضع معیشتی,رشد و گسترش آزادی های  فرهنگی - اجتماعی و وارستگی را پایه گذاری کرد . 
پیش بسوی سرنگونی رژیم تمامیت خواه و مزدور سرمایه ملاها
زنده باد آزادی- زنده باد آنارشی
پیمان پایدار

"We're Number 37" :Paul Hipp


Follow on twitter and instagram @paulhipp Here is a little song celebrating our position at #37 in the world in healthcare.
Published on Sep 9, 2009
https://www.youtube.com/watch?v=yVgOl3cETb4&feature=youtu.be

Dienstag, 1. Mai 2018

روز جهانی کارگر(اول ماه می/11 اردیبهشت) بر همه زحمتکشان ایران و جهان مبارک باد



روز جهانی کارگر(اول ماه می/11 اردیبهشت) بر همه زحمتکشان ایران و جهان مبارک باد

از اولین روزی که 300 هزار کارگر در بیش از 13 هزار مرکز تولیدی در  سراسر ایالات متحده دست از کار کشیدند بیش از 132 سال میگذرد . به زبانی دیگر, چنین روز فرخنده  اول ماه می 1886 بود!! در شیکاگو, که مرکز ثقل جنبش کارگری در آمریکا برای احقاق 8 ساعت کار و دگر خواستهای برحقشان بود , فقط 40 هزارکارگر جان بر کف به خیابانها آمدند و در تظاهراتی با شکوه جشن کار(زحمت) علیه سرمایه(بردگی و از خود بیگانگی) را با مشتهای گره کرده و خشم انقلابی به جهانیان نشان دادند!! بقیه اش را همگان میدانیم: دروغ پلیس فاشیست مسلک شیکاگو در مورد ترور چند نفر از همکارانشان توسط بمبی که هیچپگاه معلوم نشد چه کسی پرتاب کرده بود(بخوان پرچم دروغین) ...و دستگیری 8 تن از رفقای آنارشیستمان .اسامی آنها بشرح زیر میباشد:
Albert Parsons, August Spies, Samuel Fielden, Oscar Neebe, Michael Schwab, George Engel, 
Adolph Fischer & Louis Lingg
در 11 نوامبر 1887 دولت نماینده سرمایه داران چهار رفیق بیگناه مان پارسون واسپایز و انگل و فیشر را بدار آویختند. رفیق لوئیس لینگ با دستگاه انفجاری در سلولش دست به خودکشی زد. سه رفیق دیگر فیلدن و نیب و شواب پس از 6 سال مورد "عفو" واقع شدند.
***********************
حال که این کلمات را رقم میزنم نه تنها اکثر دستاوردهای رفقای همرزممان به باد فنا رفته,بلکه شرایط کار برای اکثر کارگران در سطح جهان به سطح نازلی سقوط کرده. و این چیزی نیست جز سیاست نئولیبرالیسم غالب بر جهان متعفن سرمایه داری:آخرین مرحله سرمایه داری جهانی که توسط ریگان و تاچر به همگان حقنه گردیده است. بجز چند کشور اروپائی(هلند و دانمارک و آلمان و انگلیس و ایتالیا  و فرانسه و اسپانیا و نروژ و فنلاند و سوئد که بین 32 تا 38 ساعت در هفته کار میکنند) بقیه به40 ساعت یا بیشتر-بعضی کشورها به 72 ساعت در هفته(پرو و ایران ...)-  نیز میرسد. بدتر از هر چیز همانا قرار دادهای کوتاه مدت 3 ماهه ای ست که کارفرمایان بیشرم به کارگران تحمیل میکنند تا بدینوسیله هیچ گونه حق بیمه ای به کارگران تعلق نگیرد.اینکه کارگاه هائی که از 10 نفر کمتر کارگر استخدامی دارند نیز از همه حقوق های بیمه و بازنشستگی بی بهره اند هم در تمامی کشورهایی چون پرو و ایران و....باب روز میباشد .بدیگر سخن : پس از 132 سال مبارزات سهمگینی که کارگران بدان دست زده اند و به تشکیل اتحادیه و سندیکا و شوراهای کارگری موفق گردیده اند شرایط اسفناک کنونی مایه ننگ بشریت است و بس.
***********************************
یک نکته اساسی برای ادامه سخن لازم و ضروری میباشد : طبقه کارگر را فقط و صرفا نمی بایست در کارگاهای 10 نفره و یا بیشتر- بمانند کارخانه های سنگین ماشین سازی و قطار و کشتی سازی و معدن و نفت و گاز و الی آخر جستجو کرد. بخش عظیمی از نیروی کار در جهان -بخصوص در کشورهای پسا مدرن و پسا صنعتی- در بخش خدمات( دانشگاهها و بیمارستانها و رستوران و هتلداری و مراکز خرید و عمدتا توریسم و...) و کشاورزی(بخصوص در چین و هند و قاره آفریقا و یکسری از  دگر کشورهای قاره آسیا) مشغول کار هستند. "کارمندان" رده پائین ادارات دولتی(بخش بوروکراتیک) و تمامی نهادهای سرکوبکر- از ارتش بگیر تا  ژاندارمری و ...- نیز عمدتا جزو طبقه کارگر محسوب میشوند. بدیگر زبان: بجز صاحبان کار(کارخانه داران و زمینداران و بانکداران و ...) اکثریت عظیم شهروندان جهان شامل این طبقه میشوند.قشر کوچکی نیز(که روز بروز کوچکتر میشود) هم هستند که طبقه میانی/متوسط را شامل میشوند: کارمندان عالیرتبه نهادهای دولتی و ارتش  و دانشگاها و....بیمارستانها. کوتاه سخن: روند پرولتاریزه شدن نیروی کار(همانطور که مارکس-بدرستی- پیش بینی کرده بود) سیل صعودی خود را طی کرده و میکند. 
========================
شرایط کار و کارگران در ایران
 قبل از هر چیز باید یادآور شد که عمر شکل گیری جریانهای کارگری/ سندیکائی در ایران به 113 سال پیش, یعنی به سال ,1284 بر میگردد. در اینسال در چاپخانه ای کوچک در تهران نخستین اتحادیه کارگری شکل گرفت و همزمان با آن اتحادیه های کارگران چاپخانه ها در شهرهائی چون بندر انزلی و تبریز و مشهد نیز ایجاد شد. هر چند در دوازده سال فعالیت حزب خائن توده 1332-1320(منظور رهبران وابسته به 'شوروی' استبدادی و آزاده کش استالین آدم خوار) تشکلات کارگری/دانشجوئی رنگ و لعاب خاص خود را داشت شکی نیست. پیروان این حزب خائن بعد از کودتای ننگین 1332 چه در خفا- پس از اینکه فرار را به قرار ترجیح دادند و به آلمان شرقی گریختند- و چه در بازگشت ننگینشان بعد از قیام بهمن 57 و حمایت از خمینی دجال و باندش بکرات صدمات سهمگینی را به مردم آزادیخواه ایران روا داشته اند. پس جز مایه ننگ چیزی به طبقه کارگر و زحمتکشان این مرز و بوم ارزانی نداشته اند. خلاصه کنیم: از آنجائی که این جریان منحط و بغایت سازشگرایانه و ضد کارگری نافش به کشوری وصل بود که بیشترین صدمات اجتماعی سیاسی و اقتصادی به تاریخ و جغرافیای ایران روا داشته همان بهتر که در زباله دان تاریخ بماند و در اینجا به آن بیشتر از این نپردازیم .
********************************
روند پیوست ایران به چرخه جهان سرمایه داری(وابسته به امپریالیسم) همانا با اصلاحات ارضی حقنه شده توسط طرح کندی- روستو شروع و با ساخت اولین کارخانه اتومبیل سازی پیکان در سال 1350-1349 به عرصه عمل رسید. اینکه روند ترک روستائیان بی زمین( و یا صاحب زمینهای بدرد نخور/ و با نبود تراکتور و نداشتن وامهای با بهره کم که رژیم مزدور شاه به آنان ارزانی داشته بود) به شهر یک دهه بیشتر نیانجامید و عرصه فقر و بیچارگی برای حاشینه نشینان جدید و نوپا به منصه ظهور برسد نیز برای هیچکس نباید جای شک و شبهه ای باقی گذاشته باشد. 
------------------------------------
 تعداد سندیکاها تا قبل از بسرکار آمدن رژیم ددمنش خمینی جلاد 1216 و تعداد اتحادیه ها نیز 26 بودند. حال آنکه در شرایط کنونی -بدون رودروایستی- باید گفت که آمارها نشان میدهند که از 30 تشکل کارگری فقط 10 % کارگران را به عضویت خود دارند!! در ضمن این 30 تشکل کارگری فقط و فقط در 3 جریان منحط رفرمیستی وابسته به رژیم ولی وقیح و بنامهای (1)شورای اسلامی کار (2)انجمنهای صنفی و (3)نمایندگان کارگران خلاصه میشوند. ناگفته نماند و طبعا هر تشکل خودبخودی و اعتراض آمیز نیز در 39 سال گذشته جز با سرکوب و زندان و شکنجه رهبران شان روبرو نبوده اند و خیری نصیبشان نشده است.تازه طبق آمارهای خود رژیم در سال گذشته 13 میلیون و 779 نفر از کارگران تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی قرار داشته اند و از این تعداد 11 میلیون یعنی .85 درصد شامل قراردادهای موقت(همان سه ماهه فوق الذکر) هستند. تو بخوان حدیث این مجمل
*****************************

وضعیت زنان در بازار کار

قبل از هر چیز باید اذعان داشت که, جدا از حرفهای پوچ قانون کار و ماده 38 آن در ایران و ماده 111 سازمان بین المللی کار, اینکه نباید تبعیض حقوقی بین زن و مرد در محیط کار قائل شد, به عیان چنین تبعیضی- البته نه فقط در ایران بلکه در عمده کشورهای جهان-حتی در آمریکا و اروپا نیز عملا وجود دارد.( البته جای بسی تعجب است که در حیطه بهداشت/پزشکی این آمار صدق  در نمیکند: حقوق زنان و مردان پزشک در ایران مساوی میباشد. و این یکی ازعجایب ناهمگون رژیم حاکم در ایران است).باری در ایران و پرو,کشوری که به آن کاملا واقفم, آسیب پذیری زنان در بازار کار شدیدا زیاد بوده و به وضوح دیده میشود.به بیان دیگر :زنان(1) بعنوان نیروی کار درجه دوم بشمار می آیند و اولین تعدیل ها نیروی کار از آنها شروع میشود. هر چند که میدانیم روز بروز به تعداد زنان سرپرست خانواده( با شوهرهای طلاق داده/گرفته و جدا شده و معتاد و..)هم در ایران و هم در پرو اضافه میشود. در ایران فعلا این آمار 5/21%  میباشد و در پرو به 28% میرسد. همانطور که مشاهده میکنید وضعیت فرهنگی در پرو(بخاطر باز بودن فضای بیشتر در جامعه و تشکیلات مدنی پیشرفته تر و عدیده شان و...) به زنان بیشتری جرات و قدرت بیرون کردن مردان زورگو و بی عار/بی خاصیت و زن ستیز را داده و میدهد. البته این وضعیت در ایران نیز خوشبختانه رو به رشد است. (2) اقتصاد غیر رسمی یا " خاکستری" نیز بلای جان زنها در ایران میباشد.در اینگونه کارها شاغلان از حداقل حقوق قانونی محروم می باشند. در ضمن "علت اصلی" زنانه شدن این اقتصاد همان رکن نیروی کار ارزان تر است که کارفرمایان استثمارگر عصر نئولیبرالیسم را ترغیب به استخدام زنها در این عرصه کار میکند. با این وجود همین زنها باز براحتی شامل حذف و همواره در معرض بیکاری قرار دارند.لازم به ذکر است  که در سال گذشته(1396), طبق آمار رسمی, نرخ زنان در مشارکت  اقتصادی از 16% بیشتر نشده است. همچنین اگر نرخ  رسمی بیکاری (و نه حقیقی, چرا کهدر تمام دنیا نرخ بیکاران را عمدتا یک سوم گزارش میدهند و این علت سیاسی و جامعه شناسانه دارد- طبعا!!)  12/1 % بر .آورد شده این آمار در بین زنان 19/8% گزارش شده!! سهم زنان در بخش کشاورزی  21/3 % ودر بخش صنعت 25/5% و در خدمات 53/2% و حدود 5/1 % از جمعیت زنان شاغل دارای اشتغال نیمه وقت گزارش شده است.
دست آخر: با روند رشد دو برابری تعداد دانشجویان دختر نسبت به پسر در دانشگاه ها در آینده ای نه چندان دور سهم زنان در اقتصاد ایران نیز اگر دو برابر نشود حداقل خیلی بیشتر از اینی خواهد بود که هست.( در ضمن آمارهای فوق همگی از دو مقاله در روزنامه همشهری-صفحه هشتم- بتاریخ نهم و دهم اردیبهشت 1397/ 29م و 30 آوریل2018 گرفته شده است)

======================================
جمعبندی :نا گفته پیداست که برای ما آنارشیست ها, بر خلاف مارکسیستهای ارتدکس, این سندیکاهها و اتحادیه های کارگری نیستند که , با روند نئولیبرالیسم حاکم در اقتصاد جهان سرمایه داری روند معکوس به عصر سوسیال دموکراسی بخود نخواهد دید, قیام ها و انقلابات ضد سرمایه داری را - چه در کشورهای امپریالیستی غرب و چه کشورهای پیرامونی سازماندهی خواهند کرد. بلکه این انجمنهای دموکراتیک مستقل محله و محیط کار و خانه ها ست که نقش عمده و بسزائی در رهائی نیروی کار از یوغ سرمایه را رقم میزنند.
بدیگر سخن, تنها و تنها با ساختن جامعه ای بموازات  و در درون تمامی کشورهای سرمایه داریست  که باید بفکر رهائی بشریت از این سیستم فوق ارتجاعی غارتگر-بعنوان اولین سیستم جهانشمول-بود و بس. تحولات جهانی مبارزات طبقاتی و شکست انقلابات در روسیه و چین و....باید به انقلابیون جهان این حقیقت انکارناپذیر را نشان داده باشد. اینکه کماکان در میان نیروهای پراکنده و عقیم شده از شکستهای انقلابات در جهان گوش شنوائی نیست و نه بصیرت انقلابی بحث دیگریست. این سطور فقط و فقط برای جوانان کارگر و زنان فرهیخته گول نخورده در سطح جهان  معنی بخش است و بس.
زنده باد مبارزات کارگران مرد و زن سلحشور ایران و جهان
پاینده باد آنارکوفمینیسم : جنبش مستقل زنان و بموازات مبارزه طبقاتی
زنده باد انقلاب- زنده باد آزادی- زنده باد آنارشی
پیمان پایدار