Dienstag, 26. April 2016


آزاد شدن: ساختن انجمنهای دموکراتیک خود مختار/اوتونوم محله ها
 نوشته رفیق : جیمز هرود
Getting Free
Creating Association of Democratic 
Autonomous Neighborhoods
James Herod
این کتاب را بزبان انگلیسی میتوانید در سایت ذیل بخوانید
http://www.jamesherod.info 
*********************
ترجمه از : پیمان پایدار
==========================

قسمت 17م از فصل هفتم
Start Applying Criminal Laws to Capitalists
and Governments Officials


شروع  کنیم به اعمال قوانین کیفری به سرمايه داران
و مقام های دولتی

این اتفاق آغاز گردیده است. بسیار تعجب آور است که از مدتها قبل از این اتفاق نیفتاده. همین چندی پیش، دو تن از مدیران شرکت های بزرگ محکوم  به قتل شدند چرا که به عمد اجازه دادند که کارمندشان مسموم شده و در محل کارش بمیرد.
این اولین مورد از نوع خود در ایالت متحده آمریکا بود. پينوشه(دیکتاتور دست نشانده شیلیایی سازمان جاسوسی سیا-م) دستگیر شده و ممکن است در دادگاه ای در شیلی به محاکمه کشیده شود. هنری کیسینجر ممکن است به عنوان جنایتکار جنگی به دادگاه کشیده شود. اینها همه پیشرفت های عالی ای هستند. اگر ما فقط بتوانیم قوانین کیفری را در مورد خود سرمایه داران و مسئولینشان در دولت نیز پیاده کنیم ، این به خودی خود
تقریبا کافی خواهد بود برای از بین بردن سرمایه داری چرا که سرمایه داری
نمی تواند (به این معنی که،سرمایه داران، به عنوان طبقه ای  جهانی، نمی توانند سود آوری داشته باشند) بدون خشونت، قصاوت ، ظلم، سرقت، دروغ، و قتل وجود داشته باشد. نیازمند تمامی آنهاست، با شرایط جهانی سخن گفتن، برای ادامه سیستم. اگر ما بتوانیم آنها را به همین قوانینی که همه ما میبایست از آن اطاعت کنیم ملزم بداریم، کلاهبرداریشان افشا گردیده و سیستم سقوط خواهد کرد .



Dienstag, 19. April 2016


آزاد شدن: ساختن انجمنهای دموکراتیک خود مختار/اوتونوم محله ها
 نوشته رفیق : جیمز هرود
Getting Free
Creating Association of Democratic 
Autonomous Neighborhoods
James Herod
این کتاب را بزبان انگلیسی میتوانید در سایت ذیل بخوانید
http://www.jamesherod.info 
*********************
ترجمه از : پیمان پایدار
==========================


قسمت شانزدهم از فصل هفتم
Organize Locally to Stop Rulling-Class Offensive
in the Community
به سازماندهی محلی دست زده و جلوی تهاجم طبقه حاکم به 
کومونیته امان را بگیریم . 

نمونه های متعددی از این در حال حاضر وجود دارند. شهرها برای جلوگیری از ورود 'وال مارت'1 و نابودی کسب و کارهای کوچک محلی بسیج شده اند. کومونیته ها با سازماندهی خود و فشار آوردن به پاک کردن ضایعات سمی2 اقدام نموده اند. محله ها برای جلوگیری کردن از ساختن و رد شدن بزرگرا ه ها از وسط خانه هایشان بسیج شده اند. برخی از گسترش حومه ها (هر چند لعنتی کم ) مسدود شده است; پروژه های سد سازی ها متوقف شده اند; جنگل ها، تالاب ها و جلبکها نجات  یافته اند و غیره. این همان جائیست که سرمایه داران میبایست متوقف شوند- در محله ها ، کومونیته هایمان . چرا؟ به این خاطر که قدرت ما در آنجاست.
(1) Wal -Mart
بزرگترین هایپر مارکت در جهان که متعلق به خانواده سام والتون آمریکائی- واقع در 'بنتون ویل' آرکانزاس - منطقه ای در وسط غربی  آمریکا میباشد. شرکتی چند ملیتی که زنجیره ای از فروشگاه های ارزان قیمت(که در آن از شیر مرغ تا جان آدمیزاد بفروش میرسد) را دارا میباشد. دفتر مرکزی  اش  در سال 1962 توسط سام والتون تاسیس شد و تا 29 فوریه سال 2016 دارای 11,527 فروشگاه و باشگاه در 27 کشورمیباشد.  این شرکت تحت نام 'وال مارت' در ایالات متحده و کانادا فعالیت می کند. و در آمریکای مرکزی(مکزیک ...) به نام 'وال مارت آمریکای مرکزی'، به عنوان Asda  در بریتانیا، و  Seiyu در ژاپن, و به عنوان ' بست پرایز'( 'بهترین قیمت') در هند. و در آرژانتین و برزیل و کانادا کاملا تحت مالکیت خود فعالیت میکند. همچنین صاحب باشگاه خرده فروشی ای بنام ' انبار کلوب سام' نیز میباشد .   
Sam's Club retail warehouses
وال مارت بزرگترین شرکت در جهان است و براساس درآمد با توجه به فهرست 'فورچون 500 جهانی'(بخوان 500 تا از بزرگترین سرمایه داران/کمپانی ها در جهان) در سال 2014 محسوب میشود. همچنین به عنوان بزرگترین کارفرمای خصوصی در جهان با 2.2 میلیون کارمند است. بعنوان کار و کسب خانوادگی توسط وارثان سام  والتون کنترل می شود. این خانواده بیش از 50 درصد سهام را دارا میباشد.و بعنوان یکی ازبا ارزش ترین شرکتهای جهان در بازار بورس نیز هم هست. همچنین بزرگترین خرده فروش مواد غذایی در ایالات متحده در سال 2015، با 59.8 درصد فروش  یعنی 288 میلیارد دلار آمریکا در ایالات متحده از آن خود کرده است- تهیه و تلخیص توسط مترجم از ویکی پیدیا .
(2)Toxic dumps
  
حتی اگر صد هزار مبارز/ میلیتانت بگونه مرتب / هر از چند وقت در شهرها و پایتختها ی سراسر جهان  برای اعتراض در روز اجلاس جلسات سران طبقات حاکم بر جهان دور هم جمع شوند، این اصلا قابل مقایسه نیست با ده ها یا صدها میلیون نفر در سراسر جهان که میتوانند درگیر مبارزات در سطح محلی باشند . بیشتر مردم نمیتوانند به تظاهرات های منطقه ای، ملی، یا قاره ای بروند. آنها میبایست مشغول کار باشند و نمیتوانند شغل خود را ترک کنند، یا مسئولیت های خانوادگی دارند. به علاوه سفر کردن گران است و فراتر از بودجه بسیاری از مردم . از این رو،اعتراضات در اجلاس جلسات بیشتر محدود میشود به دانشجویان مرفه تر و دیگر مشاهیر جنبش که می توانند در سطح ملی یا جهانی فعالیت کنند. با این وجود فقط یک سری محدود از افراد کم در آمد میتوانند برای رفتن به این وقایع با در نظر گرفتن تعطیلات، پس انداز و امثالهم حضور بهم رسانند، اما آنها اکثریت نیستند. علاوه بر این، برای قادر بودن در شکست واقعی سرمایه داران در سطح جهان، ما می بایست به کنترل دولت های ملی دست بزنیم ، و این طبعا در دستور کار ما نمیباشد. پس هر چند اعتراضهای ملی و جهانی برای برجسته کردن مسائل، بیان مطالبات، و قرار دادن فشار بر حاکمانمان مفید باشند، در سطح محلی است که میبایست جنگهای واقعی را به پیش برد.

Montag, 18. April 2016



آزاد شدن: ساختن انجمنهای دموکراتیک خود مختار/اوتونوم محله ها
 نوشته رفیق : جیمز هرود
Getting Free
Creating Association of Democratic 
Autonomous Neighborhoods
James Herod
این کتاب را بزبان انگلیسی میتوانید در سایت ذیل بخوانید
http://www.jamesherod.info 
*********************
ترجمه از : پیمان پایدار
==========================


قسمت پانزدهم از فصل هفتم
Do Not Work Hard at Our Jobs
سر کارهایمان سخت کار نکنيم


 بطور کلی اگر بگوئیم, اين نميتواند چيزی جز کاهش سرعت آشکار و بی پرده باشد (کاهش سرعت عمدی البته جای خود را دارد) . حال آنکه, وقتی که ما کار جديدی را شروع ميکنيم می بايستی در سطح خيلی پائين تر از قابليت های حقيقی مان کار کنيم. هيچگاه نگذاريم بفهمند که ما می توانيم بيشتر کار کنيم. به حداقل کار مبادرت ورزيد تا بلکه اخراج نگرديد. اين شايد هنوز در بازار رقابت کاری سطح توليد بالائی باشد  که ميليونها نفر کارکنان مشتاق سعی در تحت تاثير قرار دادن رئيس هايشان میکنند تا بلکه جلو بیفتند (بزبانی ديگر: ترفيع مقام يافتن) و يا صرفا سعی در حفظ کارهايشان ميکنند. اما هر چه کارگران بيشتری اين شيوه برخورد را اتخاذ کنند, برای روئسا سخت تر و مشکل تر خواهد بود که قابليت های واقعی را تشخيص دهند. مبارزه چندين قرن گذشته بين کارگران و سرمايه داران مشخصا بر سر نياز سرمايه داران در بیرون کشيدن هر چه بيشتر ارزش اضافی از توليد کنندگان و پرداخت مزد کمتر و ديگر مزايا بوده است. اين جنگ هم بر سر ساعت کار روزانه و هم بر سر حقوق , سرعت بخشی , تنفس , اوقات تعطيلات , شدت کار , مريضی , وقت ناهار, وقت اضافی , سن بازنشستگی , بيمه سلامتی و حقوق بازنشستگی و الی آخر  بوده و هست. هر چيزی که سرمايه داران را مستلزم پرداخت بيشتر و دريافت کمتر بکند جهان آنها را ضعيف تر و جهان ما را قوی تر ميکند.

اما "سخت کار نکردن در سر کارهايمان" تا حدی فراتر از اين نوع مبارزات ميرود. هيچ کار و کسبی يکسال دوام نمی آورد مگر بخاطر اشتياق , انرژی و فداکاری ای که کارگران بر سر کار ميآورند. اين همه جا اتفاق می افتد, سر هر کار ساختمانی , هر کارخانه و هر اداره. هميشه چند نفری هستند که شرکت را ميگردانند و يا حتی خيلی روان و بی دغدغه امورات را سر و سامان ميدهند. سرمايه داری سقوط خواهد کرد بدون اين افراد خلاق , بدون حل کردن مشکلات , و بدون این استعداد مجانی انطباق داده شده به شرايط نو . کافيست نگاهی به چند کارگری که سعی ميکنند "به قوانين عمل کنند" بياندازيم و ببينيم که چه اتفاقی می افتد: آغاز گره گشايی سريع امورات. سرمايه داران کماکان به اينکه کارگران صرفا ميبايستی به دستورات عمل کنند("فقط عمل کن") و نه فکر در موردشان به موعظه مشغولند. حال آنکه همزمان, آنها معمولا کارگران را سرزش میکنند وقتی مسائل بدرستی پيش نميروند, و يا برای اينکه مشکلات را نديده و اقدام به حل آن نکرده اند.

 اصل سخت کار نکردن در سر کارهايمان به اين معنی است که ما مسئوليت موفقيت شرکت را به عهده نمی گيريم , با شور و شوق به سر کارهايمان نمی آئيم , هيچ چيزی را که خراب ميشود درست نمی کنيم , مشکلات توليد را برايشان حل نمی کنيم, هيچگونه اطلاعاتی را داوطلب نميشويم , اختراعی نخواهيم کرد, و در هيچ گونه روندی تسهيلات فراهم نخواهيم کرد- کوتاه سخن کمترين کار ممکن را انجام خواهيم داد. اين يک راه متوقف داشتن سرمايه داران از بيرون کشيدن ثروت از قبال کار ما ميباشد. اين همچنين چوب لای چرخ روند(پروسه) انباشت سرمايه, که بدون آن سيستم سقوط ميکند, ميگذارد .   
  
هميشه کسانی بوده اند که از زير کار در بروند(ماستمالی کنند). اين اغلب باعث تنش ميشود زيرا بقيه کارگرها معمولا بايد کار آنها را نيز انجام دهند. اما چی ميشود اگر همه ما يا اکثريت ما, از زير کار در رويم؟ استراتژی سخت کار نکردن در سر کارهايمان دقيقا اينرا پيشنهاد ميکند:  که ما همگی تعارض کنيم(از کار فرارکنيم).هر چند اين , حداقل برای خيلی از ماها, بر خلاف خوی و طينت ميباشد. طبيعی ست که ما بخواهيم کارمان را خوب انجام دهيم ,مهارت کسب کنيم , به کارمان افتخار کنيم. حال آنکه ما ميبايستی تشخيص دهيم که استثمار کنندگان ما, روی اين انگيزه های خوب ما حساب باز کرده و از آن عليه ما استفاده ميکنند.غريزه طبيعی ما در برتر بودن در سر کارهايمان در حقيقت برای نابودی ما, کومونيته هايمان, و در واقع  خود کره زمين استفاده ميشود.

  دست آخر, دامنه و وسعت از زير کاردر رفتن بستگی به موقعيت و شخصيت هر فرد دارد. افرادی که در شبکه گسترده اقوام , دوستان و همکاران زندگی ميکنند, خطر اخراج سهل تری دارند; در حالی که افراد ايزوله ندارند. همچنین , بعضی افراد بيشتراز دیگران ترس دارند, بیشتر تحت  فشارهمکاران/ همگان و رئيسها هستند. تنها بی باکان و افراد مطمئن ميتوانند به اربابان و همگان خويش کم محلی کنند. اگر ما بتوانیم محله هايمان, محل کارهايمان , و انجمنهای اهل خانه را راه بيندازيم, سپس تعداد بيشتری از ما ميتوانيم جرات از زير کار در رفتن را داشته باشيم. در حقيقت, برای استراتژی جنبش اهميت حياتی دارد و شديدا به ما کمک خواهد کرد اگر بتوانيم انرژی ذخيره شده برای ديگر مهارت ها و فعاليت های استثمار نشده مان توسط سرمايه داران را, برای تضعيف دنيای آنها و ساختن جهان خويش بکار بريم.

اصل تاکتيکی سخت کار نکردن در سر کارهايمان به قلب سرمايه داری ضربه ميزند. ميتواند به بخش مرکزی فرهنگ مخالف/مبارزاتی تبديل شود, و چيزی است که ميتواند از همين امروز توسط هر فردی در سر کارش شروع شود. اصلا انجامش نده. بی خيال باش. سعی نکن.

طبيعتا, پيش اقدامات ايمنی را ميبايستی مراعات کرد. گردانندگان جرثقيل, خلبانان, رانندگان اتوبوسی, جراحان( و دهها کارگر ديگر در کارهای حساس) آنقدر ميبايستی ماهر باشند که هيچکس صدمه نبيند. حال آنکه , بين اين محدوده, فضای زيادی برای از زير کار در رفتن موجود ميباشد. اکثريت کارها به هيچ وجه حساس نمی باشند.

همچنین, از زير کار در رفتن در سر کار ميبايستی تواما همراه با تلاشی مصرانه برای ساختن چيزی با ارزش در جای ديگر باشد. در غير اينصورت, از زير کار در رفتن تبديل به شيوه زندگی ميشود و به ورطه تن پروری و بی خيالی در ميغلط.

Freitag, 15. April 2016


آزاد شدن: ساختن انجمنهای دموکراتیک خود مختار/اوتونوم محله ها
 نوشته رفیق : جیمز هرود
Getting Free
Creating Association of Democratic 
Autonomous Neighborhoods
James Herod
این کتاب را بزبان انگلیسی میتوانید در سایت ذیل بخوانید
http://www.jamesherod.info 
*********************
ترجمه از : پیمان پایدار
==========================


قسمت چهاردهم از فصل هفتم
Support Orthomolecular Medicine and

  the Preventive Heath Care Movement


از دواهای اورتومولکولی (ويتامين و املاح معدنی برای بهسازی توازن مواد مخدی در مولکول های بدن) و جنبش پيشگيرانه برای سالم ماندن حمايت کنيد .

علت وجودی پیاده کردن علم پزشکی بگونه کنونی, بعنوان نهاد مصدر کار همانند مدارس, شرکت ها, و خود دولت , برای کنترل کردن ما ميباشد . این نهاد در ضمن ميخواهد به ما دوا بفروشد, قطعه قطعه امان کند(باقيمتی بالا) تا مجبور شویم بارها و بارها برگرديم . ما ميبايستی شروع به آزاد کردن خود کنيم با کم کردن نفوذشان بر روی زندگيمان , با در آوردن دل و روده قدرتشان . بهترين راه برای انجام اینکار  مريض نشدن است . ما ميبايستی سلامتی خود را در دستمان گرفته و یاد بگيريم که چگونه از خود محافظت کنيم . برداشتن يک قدم در اين راستا همانا به مثابه حمایت و جانبداری کردن از اورتومولکولی ميباشد - فلسفه جديدی از سلامتی و مريضی که توسط  لاينوس پاولينگ (*) و همکارانش در سالهای 1970 بنيانگذاری شد, اما در واقع بیشتر تبلوری طولانی ست از آلترناتيو شیوه های سلامتی ديرينه ,هر چند يقينا با ويژگی جديد و بنيان علمی قويتر .

(*)Linus Pauling

 ما میبایست بعنوان آخرين چاره به دکتر و بيمارستان برويم , و وقتی رفتيم ميبايستی در مورد هر عملی که ميکنند سئوال کنيم . هيچگاه نگذاريم که به ما بمانند يک تيکه گوشت برخورد کنند . هيچگاه نگذاريم که حتی یک کار کوچکی بدون مجبور کردنشان به توضيح کامل بر روی ما انجام دهند و صبر کنند تا ما تصميمی مبنی بر قبول تجويزشان برای مداوا شدن بگيريم .

 بعضی از ما ها همچنین ميبايستی سعی در بنيان  گذاردن کلينيک هايی در محله مان  کنيم . اين مشکل خواهد بود چرا که دارو بگونه سفت و سخت تحت کنترل دولت است, در کنار کمپانی های داروسازی, شرکت های بيمه, و خود دکترها در سازمانهای حرفه ایشان . معهذا, بعضی پيشرفت ها را حتمن در جهت کلينکهای تحت کنترل محله ای ميتوان برداشت حتی اگر در ابتدا در حيطه آموزشی برای گسترش جنبش بهداشت پيشگيرانه باشد. اين کلينيک ها بعدها به عنوان ابزاری برای بدست گرفتن کنترل سيستم بهداشتی در محله های خود مختار دموکراتيک مان تبديل خواهند شد .

 طبیعتا، افرادی که در حال حاضر در بیمارستان ها کار می کنند میبایست دست به  تشکیل انجمن های کارکنان بزنند با این دید که نهایتا بيمارستان ها را تحت کنترل خود در آورند. اما بدست گرفتن بيمارستانها احتمالا حدودا موقعی رخ خواهد داد که عملا بدست گرفتن کارخانه ها, مزارع , دفاتر, و فروشگاه ها امکان پذیرشوند. در این فاصله, ما میبایست خود را با اقدام بر مراقبتهای بهداشتی پیشگیرانه از جریان اصلی پزشکی آزاد گردانیم و به ایجاد کلینیک های مستقل محله دست بزنیم .